ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

335

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

دو نفر از منجمان كه هميشه بقصر وى رفت و آمد مىكردند ، يكى حسن بن محمد طوسى تميمى معروف به ابح و دومى عمر بن فرخان طبرى و شخص ديگرى هم بود بنام شعيب يهودى بودند . يوسف بن ابراهيم گفت : هرگاه ابح مانعى داشت يا حالش خوب نبود ، بخانهء ام جعفر نمىرفت ، لذا ام جعفر بنزد او مىرفت . ام جعفر مطابق معمول خود به آن جلسه حاضر شد و آن روزى بود كه براى حجامت وى تعيين كرده بودند . در آن روز با فرزند داود بن سرافيون كه سن او كمتر از بيست بود برخورد ، به اين معنى كه ام جعفر امر كرد او هم در آن مجلس حاضر ، تا كم‌كم مهياى كار گردد . به تمام اطباء دستور داده بود ، كه او را تعليم دهند و حاضر براى كار نمايند ، تا بجاى خدمات پدرش بدين وسيله از او قدرشناسى شده باشد . من ( يوسف ) با پسر سرافيون وقتى برخوردم كه او با طبيب راهبى بحث و جدل مىكرد . اين راهب اهوازى بود و بحث آن در موضوع آشاميدن آب هنگامى كه شخص شب از خواب بيدار مىشود ، دور مىزد . ابن داود مىگفت : خداوند احمق‌تر از كسى كه در شب از خواب بيدار شوند و آب بخورد خلق نكرده است . در اين حال جبرئيل رسيد و صحبت پسر سرابيون را دم در خانه شنيد . وى ( جبرئيل ) در ورود به خانه گفت : به خدا قسم احمق كسى است ، كه كبدش بسوزد و در مقام خاموش كردن آن آتش نباشد و پس از ورود پرسيد ، اين صحبت از كه بود ؟ به او گفتند : ابن داود اين حرف را زد . جبرئيل او را سرزنش كرد و گفت : پدرت مرد محترم و جليل القدرى در طب بود ، با چنين پدر دانشمندى اين حرف از تو بعيد است . پسر سرابيون در جوابش گفت : مثل آنكه مانعى در آن نمىبيند ، كه موقع بيدار شدن از خواب در شب آب خورده شود ؟ جبرئيل گفت : كسى كه طبيعتش گرم و معده‌اش خشك و رطوبت آن رفته باشد يا كسى كه غذاى شور خورده و تشنه مىشود ،